خرید بک لینک

"بسم الله"

آن کشته که به روی لبش خیزران نشست

داغش به جان یک یک پیغمبران نشست

"محمد شکری فرد"

این روزها هرچند وبلاگ دیگر مخاطبان محدودی دارد؛ اما من همچنان هر از گاهی غبار از تن این خانه قدیمی خواهم تکاند:

غزلی نذر امام حسین(ع)


نشسته در عزایش آسمان ها و زمین در خون
کسی هرگز ندیده پادشاهی را چنین در خون


به سوی دشت با حسرت نگاهی مضطرب انداخت
یکایک خیمه ها گشته ست با آتش عجین، در خون

صدای العطش تا ناکجای دشت پیچیده ست
کنار علقمه مانده یل ام البنین در خون

نوایی آشنا از سوی تل زینبی برخاست:
بیا مادر، بیا مادر، حسینت را ببین در خون

که از موسی کلیم الله تر اکنون حسین توست
که گرم گفتوگو با اوست رب العالمین در خون

به استقبالش از عرش برین صدها ملک آمد
که افتاده ست روی شهپر روح الامین در خون

دلا آنگونه قطعه قطعه اش کردند، گویی که:
پراکنده ست صفحه صفحه قرآن مبین در خون

محمد شکری فرد

مهر ماه 1396

برچسب: عاشورایی, نویسنده: باربد موسوی‌پور تاريخ: يکشنبه 21 آبان 1396 ساعت: 20:36

صفحه بندی