"بسم الله"
یقین دارم مرا آنگونه در آغوش می گیری
که روزی مادری دلتنگ فرزند شهیدش را
"محمد شکری فرد"
خدا را شکر می کنم که «گشایش» را نشری با سابقه ی درخشان لایق چاپ دید.این مجموعه دومین مجموعه شعر من است که از سوی انتشارات شهرستان ادب چاپ و در سی امین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران رونمایی و عرضه شد.این مجموعه شامل 31 شعر در قالب های غزل، چهارپاره و مربع ترکیب در موضوعات مختلف اعم از آیینی، انقلاب اسلامی، دفاع مقدس، مقاومت، اعتراض، اجتماعی و عاشقانه است که از سوی انتشارات «شهرستان ادب» تحت عنوان «گشایش» در 1000 نسخه چاپ و با قیمت 7 هزار تومان راهی بازار نشر شد و خدا را شکر در ایام نمایشگاه فروش راضی کننده ای داشت.
مجموعه شعر «گشایش» شامل شعرهای 20 تا 22 سالگی من (1393 تا 1395) می شود که در تبریز سروده شده اند.امیدوارم لحظات خوبی را با «گشایش» سپری بکنید که من با یک به یک این شعرها در دانشگاه، خوابگاه دانشجویی، تاکسی ها و خیابان های تبریز زیست کرده ام.
بر خود وظیفه می دانم از یکایک استادانم که از 15،16 سالگی دست مرا تا به امروز گرفته اند تشکر و قدردانی کنم و همینطور دست پدرم را می بوسم که هر چه در علم و ادب دارم از اوست.پدری که ابتدا انسان بودن و جوانمردی را به من آموخت و سپس شاعری را.
و تشکر ویژه ای دارم از برادر بزرگم میلاد عرفان پور که در چاپ این مجموعه سنگ تمام گذاشت و نام «گشایش» را بر این مجموعه نهاد.
طرح جلد این مجموعه کاری ست از استاد پژمان رحیمی زاده:

غزلی از »گشایش» را تقدیمتان می کنم:
هر چه مجنون عاشقی کرده ست، «شاعر» بیشتر
عشق بازی خاصه در عصر معاصر بیشتر
از ازل می پروراندم در دلم مهر تو را
عاشقت بودم ولی، در حال حاضر بیشتر
سردمهری می کنی در گرمی آغوش من
شوق رفتن داری از مرغ مهاجر بیشتر
رفت لای گیسوانت، بشکند دست رقیب
لحظه لحظه می شوم آشفته خاطر بیشتر
«شهر تبریز است»، ساز بی وفایی می زند!
خاصه این ناسازگاری با مسافر بیشتر
محمد شکری فرد / «گشایش»
*می توانید پیچ اینستاگرام مرا از آدرس زیر دنبال کنید
mohammad_shokrifard
تا بعد...